رونیا شکوفه سیب

کجا بودیم ؟؟؟!!!!
نویسنده : رونیا نقشبند - ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٧/٥
 

سلام علیکم . .....

به به پارسال دوست ، امثال آشنا ....

شما کجا ؟ اینجا کجا ؟!

مونا خانم نبودید ؟؟!!!..........

راستش خودمم نمیدونم کجا بودم ؟ یک سال و نیم هست که آپ نکردم ! طی این مدت انقدر اتفاقات مختلف افتاد که واقعا نمیشه شرح داد . کلیش هم یادم رفته .اینکه رونیا کلاس اولی شد .دخترم با سواد شد . الان هم سال تحصیلی جدید شروع شد و یک خانم کلاس دومی . بسیار منظم و مودب و قانونمند هست . هر جا و هر کلاسی ثبت نامش میکنم .بهم میگن : عجب بچه ای دارید .شما چه جوری این و تربیت کردید . واقعا آفرین .... منم کلی کیف میکنم .خدا رو شکر که زحماتی که براش کشیدم به بهترین نحو داره جواب میده و  من هر روز بارها و بارها خدا رو شکر میکنم بابت داشتن همچین فرشته ای . یک دختر مهربان و همراه هست برام .یک دوست خوب و مونس . و ما با هم واقعا زندگی میکنیم . به زودی هم خانواده مون چهار نفری میشه و یک دختر عزیز دیگه به جمعمون اضافه میشه . تا حالا که خدای خوبم هر چی خوبی بوده نصیبمون کرده .ان شاالله بعد از این هم همین طور بشه .

 

 

 

 


 
 
سلیقه های شکمی
نویسنده : رونیا نقشبند - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٠
 

خوراک های دلخواه خلاصه میشوند در :

آبگوشت 

کله و پاچه 

استیک 

 

آبگوشت معمولا در خانه طبخ میشه ، البته من هر چی سعی میکنم باز هم به گفته رونیا به خوشمزه گی آبگوشت مهدکودکشون نمیشه !

کله پاچه رو بیرون میخوریم و معمولا میریم کله پزی کاج ....

و اما استیک ، که جزو غذاهای بسیار لذیذ هست ( از دید رونیای شش ساله ) .... برای خوردنش به رستوران ژوانی میریم  و رونیا در اکثر موارد کل استیک رو به تنهایی میخوره و ما رو غرق در لذت میکنه !!!نیشخند

 

 

 

 

 


 
 
تاتر
نویسنده : رونیا نقشبند - ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٠
 

از تفریحات من و رونیا رفتن به تاتر هست . در بعضی موارد هم  از تماشای تاتر عروسکی به عنوان جایزه استفاده میشه . هر وقت فرهنگسرای ابن سینا تاتر جدیدی میاره دو تایی با هم به تماشای اون میریم و یک روز خوب و خاطره انگیز رو در کنار همدیگه میگذرونیم .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 
 
باغ ایرانی
نویسنده : رونیا نقشبند - ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٠
 

در یکی از روزهای ماه بهشتی به اتفاق دوستان به باغ ایرانی واقع در خیابان شیخ بهایی رفتیم .

به نظرم هر آنچه روح یک ایرانی خواهانش هست در این باغ بود ...

لطافت ، زیبایی ، آرامش ، اصالت ، آب روان ، اندرونی ها و ....

با اینکه ما زمانی رسیدیم که فصل لاله ها تمام شده بود ، ولی باز هم زیبایی خاص خودش رو داشت ....

 



 
 
پیرو پست قبلی
نویسنده : رونیا نقشبند - ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٠
 

پرو پست قبلی چند تا از نقاشی های رونیا رو توی این پست میذارم .

به ترتیب نقاشی های برای  آبان 1392 - اسفند 1392 و اردیبهشت ماه 1393 هستن .

کوه

 

 

 

مامان در حال بافتن

 

 

گل های آوازه خوان

 


 
 
استعداد های نقش بند گونه !
نویسنده : رونیا نقشبند - ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٠
 

امسال رو باید سال کشف استعداد های رونیا دونست . استعداد های دخترم خودشون رو بیش تر از قبل نشون دادن ....خصوصا که یک گروه استعداد یابی توی مهدشون روی بچه ها کار کردن .... البته گفته های اونها دقیقا مثل انتظارات من بود .  رونیا همون طور که از اسم فامیلش بر میاد در نقاشی ، تجسم فضایی ، حجم سازی و طراحی و  موسیقی مستعد شناخته شد . و از انجا که دخترم فرزند خلف خانواده ی نقش بند هاست ... با خودش گفت : چه طور آثار جد بزرگوارم در موز ایران باستان نگهداری میشه ، منم باید ثابت کنم که وارث نیک این خاندان هستم در نتیجه در مسابقه ایی که بین دانش آموزان چند مهد کودک تهران برگزار شد شرکت کرد ، موضوع هم لباس زیبای من بود ... که خانوم نقش بند جزو برندگان مسابقه بود و اثر با ارزششون در نمایشگاه مد و لباس که اسفند ماه 1392 در تالار وحدت برگزار شد به نمایش در اومد .خجالت

 

 

 


 
 
این غافله عمر عجب میگذرد....
نویسنده : رونیا نقشبند - ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٠
 

روزها از پی هم تند وتند میگذرند ...

و من یک دفعه میبینم ای دل غافل ، الان شش ماه هست وبلاگ رونیا رو آپ نکردم !

وقتی سن بچه ها بالاتر میره تغییرات در اونها مثل روزها و ماه های اول نیست که هر روز کار جدید یاد بگیرن و اطرافیان و ذوق زده بکنند .

تغییرات نرم نرم هست ....

در این مدت هم اتفاق خاصی نیافتاده جز اینکه رونیا یک سال بزرگ تر شد و مستقل تر ...

و او همچنان عشق اول و آخر ماست ...

و من هر بار که نگاهش میکنم خدا رو شکر میکنم ، از اینکه این هدیه رو به ما داد ، یک دختر خوب و مهربان و دوست داشتنی ، عاقل ، سالم ، با استعداد و در یک کلمه هر آنچه که در ذهن من بود از فرزند ، در رونیا وجود داره ...

خدای خوبم شکرت 

 

 

عید و تعطیلات آن 


 

 

 

 

 



 
 
رونیا ، خواهراش و دخترش !
نویسنده : رونیا نقشبند - ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱٩
 

در حال حاضر رونیا دارای دو خواهر و یک فرزند دختر می باشد !


از راست : النا ( خواهر رونیا ، هدیه تولد 5 سالگی ) - رونیا و رژین ( دختر رونیا ) ، هدیه خاله مرضیه از  مهد کودک  - و لارا ( هدیه تولد 4 سالگی از طرف ناهید جون ، مادر بزرگ رونیا )


 
 
← صفحه بعد